دوشنبه، 11 فروردین 1399 00:00 کد مقاله : 13990111004
امین روانان
دعوت رسانه ها به دلسوزانه قلم زدن جهت توسعه کهگیلویه /محبوبیت موحد از خدمات ایشان است ذاتی است

آن همه ناز و تنعم ک خزان می فرمود/عاقبت در قدم باد و بهار آخر شد


رهیافت جنوب ؛ به قلم محمد چیره نژاد  /گویند رسانه های مجازی مصداق صداقت دموکراسی است، اما رسانه های که  در بطن خود،زاینده ی آمفی تئاتر های خونین با گلادیاتور های خشمگین هستند و این تناقضی بی معنا و آسیب زاست اگر افراد از دو بال تعهد و تخصص بی بهره باشند به تعریف ساده تر ترور اخلاقیات و انسان ها با چاقوی نرم کلام دموکراسی.
جنگی مجازی ،بی مرز و سنگر بدون صداهای مهیب و گرمی آتشبار ها و روشنی منور ها.

اینجا میتوان حروف را مبدل به تیغ های دو سر کرد و واژگان را خنجر و گلو را تا خرخره مسلح ، میتوان زبان را به تندی و تلخی گشود و مومنی را ترور کرد و یا بر سر زبان پیه ی تملق پاشید و گبری را مسلمان،میتواند اخلاق را قی کرد و وقاحت را هضم،میتوان دم به تعریض برد و بازدم تقبیح شد و صوت تخریب شد...اما  مردمانی که در دور دست ذره ذره تمام میشوند جامه محرومیت  می پوشند،آب گل آلود می نوشد،تنشان را موسیقی بوران می لرزاند و چشمانشان را سفره ی خالی می چکاند، آن طرف تر،جوانان و  طالبان حریص علم که در دیارهای پر  زرق و برق، قریه ی خود را کورسوی ز چراغی رنجور می بینند که سوسو می زند و ایوان چراغانی عمارت را دیرزمانی است تاریک می بینند،هیبت و هیمنه ای این الفاظ خونبار  و جدال تنش امیز را نخواهند فهمید و ما را نیز ب سخره خواهند گرفت،آنان مندیر صاعقه ی کلنگ و حفر کانال ها و دوربین های نقشه کشی هستند نه نامه های که بعد از یک مهر بایگانی می شوند.،آنان جامعه پویا مبتنی بر خلقی زیبا و علمی شیوا میخواهند که روشنی ابدی به ارمغان بیاورد و کارزاری فراهم بشود تا در پناه آن خانه ی گرم شود.
توسعه حاصل تجمیع اندیشه ها و تضارب آراء است قوت جان می طلبد و سودای دل که مسیر این ره ناهموار را هموارکند و دم را بر تقبیح فروبستن و حد را بر پاهای مسافر امروز کنار نهادن و حکم را به اخر دوره واگذار کردن است.
سید محمد موحد امروز مسافر این بادیه ی وسیع و این خارزار پر خطر است که به طور یکسان به همه ی مردم تعلق دارد نه صرفا بر حامیان و آنچه که مهم است توشه ی  راه بر خورجین این رهرو فراهم بیاوریم تا از این کویر دهشتناک به سلامتی عبور کند و پیام رسان شایسته ای برای این دیار محروم باشد.

نگارنده های انتقادات  که بی گمان بر چشم ما جا دارند و ما را در درک درد دردمندان یاری می دهند و افق روشن تری را بر ما روشن می کنند و ما منت دار انها هستیم مواردی را مطرح کردند که نگارنده بر حسب تحقیق و تفحص و با تکیه بر خردگرایی مزین به صفات اخلاقی نیکو همچون صداقت،به سه مقوله مهم از جمله *اقدامات پیشرفت زا چهار دوره پیشین جناب سیدمحمد موحد،اعتماد چند باره مردم در انتخاب ایشان و اخلاق منزه ایشان در زبان و بیان در دوره اخیر که محل بحث ناقدان بود می پردازم*.
اگرچه حجم مباحث زیاد و طرح انها طاقت خوانندگان را طاق می کند سعی می کنم مطالب را به ایجاز بنگارم و  خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل.

مقوله ی اول: نخست،چهار دوره ی پیشین از شرایط بحرانی کشور و تنش های افراد و احزاب معاند در نظم سیاسی و فرهنگی و به تبع آن اقتصادی در سیستم کلان کشور که جزء را تحت تاثیر مستقیم قرار می داد،تا سطح پایین سواد و اختلافات و نزاع های قومی و ویرانی و سرگردانی های بعد از ان،فاقد وسایل ارتباط جمعی و شبکه های خبری برای انعکاس برونداد ها،سیاست زدگی افراد و تعصبات فکری غلط و نزاع حاصل از انها،عدم شکل گیری نظام بوروکراسی منسجم در کهگلویه ی بزرگ و مهمتر از همه مشکل راه و جاده های ارتباطی که مهمترین ابزار توسعه ی مدرن است و به تعبیر حقیر با فقدان زیرساخت جاده ای و راه ها به بی بیراهه رفتیم کما اینکه هنوز هم با آن گلاویزیم، مقایسه آن زمان با حال را از ارزش و معنا خالی می کند.

اما با وجود آلام مختلف،آمال این مرد بزرگ همچنان ادامه پیدا کرد که اگر زیرساخت ها به وجود نمی آمد نماینده های بعد از ایشان می باید هزینه های گزافی متحمل می شدند.
باری عده ی زیادی بدون اطلاع از اختیارات نماینده ی مجلس گمان می کنند صفر تا صد مسائل اجرایی یک شهر در دستان نماینده است وخدمات دولتها رابنام خودمصادره میکنند که توضیح و تشریح وظایف نماینده بی گمان در این مقال نمی گنجد که صدالبته اگر به درستی تببین بشوند خیلی از اختلافات حل خواهد شدکه البته دیدگاه سید محمدموحدبرای توسعه  درهمه ادواربرتعامل وهمراهی دولت وقت ونماینده بود،هست وانشاء الله خواهد بود وخدمات دولتها ونماینده های بعدازایشان رانادیده نمیگیرند.
دوم اگر توسعه همه جانبه ی کهگلویه ی بزرگ را به یک ساختمان چند طبقه تشبیه کنیم و امروز در طبقه ی سوم این ساختمان هستیم بی شک طبقه اول شالوده و بنیان این عمارت بود و مسبب ساخته شدن طبقه های دیگرو اگر فلسفی و نظری بخواهیم تقریر کنیم ، هستی از هستی به وجود می اید نه از نیستی که ذات و ماهیتی ندارد اما عده ای امروز گمان می کنند هستی امروز نتیجه ی نیستی است!!

مقوله ی دوم.اختلاف آرای سیدمحمدموحد درادوارقبل مجلس نسبت به رقبای محترم ،نشان ازمحبوبیت ذاتی ایشان دارد واختلاف آرای زیاددراین دوره فعلی نه زایده ی تعصب است نه تقلب و نه شور انتخاباتی بلکه نشان از جوانه زدن او در این چهل سال اخیر در باور مردم است که در پنج دوره در یک جغرافیا تکرار شد،او با مردم زیست بر سفره انها متواضعانه نشست و موقرانه شکر کرد و معضلات آنها را ب سرپنجه ی تدبیر می گشود و بر فربهی باور خود در اذهان مردم فزود و چیزی که او را پیروز و رقبا را مغلوب میکرد همین باور بود که مستقیما از افراد مختلف شنیدم جمله ی ک می گفتند: *موحد نامش برای انتخابات سنگین است*.
رویکرد جدید ایشان مضاف بر طرح های اقتصادی و معیشتی،مطالبات اجتماعی و تحول در حوزه ی خصوصی شهروندان و نگرش بدیع به فرهنگ جمعی و عقلی شهروندان در مناسبات اجتماعی و روابط میان فردی خواهد بود که این وظیفه ی خطیر بر گردن تیم فکری ایشان در قالب گروه های علمی و انجمن های مردم نهاد خواهد بود که سبب خواهد شد این بار نماینده ای چندوجهی شاهد باشید که چند صباحی بعد از پیروزی کفش همت می پوشد و نشست های خود را با نخبگان و دانشگاهیان،مدیران متنفذ و نماینده های حوزه های همجوار را آغاز می کند وبا حمیت مثال زدنی در معیت صاحب منصبان چون پدری متعهد و مسئول قرار می گیرد و چون ابرانسان در عین بزرگی بر دیگران فرود می آید،نه کسی که در چهار سال گذشته تا اکنون گامی برای فرهنگ و ارزش های اجتماعی برنداشته و مستقل و سردرگم، تنها جاده ای را تلو تلو خوران طی می کرد و به سر منزل مقصود نرسید که نتیجه آن شکست سنگین بر هماورد خود بود .

مقوله ی سوم اخلاق انتخاباتی است که بسیار در شکل گیری جذابیت اجتماعی ایشان به عنوان یک سیاستمدار محبوب و کاریزماتیک مشهود و مشحون بود که تنها بر آرمان خود اصرار ورزید و نه کسی ر تکفیر کرد نه تقبیح،نه مردم را بی نان و نوا و متکدی لقب دادبلکه دراوج شلوغی انتخابات به ستادکاندیدای انتخاباتی رقیب جهت عرض خسته نباشید میرودوبااین حرکت به نوعی اخلاق انتخاباتی راترویج میکند، و نه خودونه حامیان به لفظ پرانی های بچگانه چون رقیب روی آورد!!تنها از خود و فعالیت هایش گفت و حاضرین در استادیوم های ورزشی حوزه انتخابیه برای نمونه، شاهدان شهودی بر این مدعی اند.
 
ایشان به شفافیت و زلالیت خاص خود حتی تجربه ی معنوی و قلبی خود را بازگو می کنند که سبب متلک انداختن بعضی رقبای انتخاباتی شکست خورده ومتنقدان میشود و خاصه شناخت مدعی منبرنشین و واعظ برای ما بشود که یا رب  چقدر فاصله ی زبان و دل است،اشخاصی که باتوجه به مناصب دولتی که دردست دارند به جای تعامل وهمراهی جهت توسعه این دیارسعی برعقده گشایی انتخاباتی میکنند

 

 متعجب شدیم در این دورانی که شهر بوی ترس و بیماری به خود گرفته ومنتخب مردم استرس ونگران سلامت مردم است وتمام فکروذکرایشان درجهت کمک به حوزه انتخابیه هست ولی بعضی جوانان،صاحبان منصب و ناقدان تحصیل کرده و دردکشیده،آتش بر خرمن انداختند و شعله ی دلهره برافروختندوبه جای کمک وهمراهی بهار سبز همدلی را به خزان زرد بدزبانی بدل کردند،نیک بدانید که تمدن دیرین  کهگلویه ی بزرگ و تجدد امروز آن،هویت جمعی ما را می سازد که از منظر علم روانشناسی در همه ی ما مردم مشترک است بنابراین بر قامت این تمثال چوبین زیور طلا انداختن مایه تفاخر برای همگان است و روحیه ی جمعی می طلبد تا بر پشتوانه همه ی آراء، جامعه را از چنگال فقر و فرق برهانیم و با تمام اختلاف ها دست در دست هم باید داد و کلبه ی احزان را گلستان کنیم.

برچسب ها :
نظر جدید